تعریف و انواع هوش

بسمه تعالی

( موسسه بین المملی خدمات آموزشی و تحصیلی مهر خرد )

تعریف هوش و نظریه هوش‌های چندگانه هوارد گاردنر

کلاس پنجم دبستان‌تان را به خاطر می‌­آورید؟ یادتان هست لقب باهوش‌ترین فرد کلاس توسط معلم‌ها و اولیا به چه کسی داده می‌شد؟ شخصی که بالا‌ترین نمره درس ریاضی را داشت، درست می‌گویم؟! حدود 10 سال پیش از نظر پدر و مادر‌ها بچه‌هایی باهوش بودند که ریاضی‌شان خوب بود و یا کسانی که در مدارس نمونه دولتی و تیزهوشان قبول می‌شدند اما این دید کاملا اشتباه می‌باشد. چون این افراد به احتمال زیاد فقط دارای هوش ریاضی می‌باشند که یک نوع از ده نوع هوش موجود است.

تعریف هوش؛ هوش (Intelligence) چیست؟

در لغت‌نامه دهخدا هوش زیرکی، آگاهی، شعور، عقل، فهم و فراست تعریف شده است و در فرهنگ عمید، هوش به معنای توانایی ذهنی برای انجام هر نوع فعالیت منطقی آمده است. در حالی که هوش یکی از موضوعات مورد بحث و مورد علاقه در میان محققان و روانشناسان است، هیچ تعریف استانداردی از هوش وجود ندارد.

در نقاط مختلف در طول تاریخ اخیر، محققان تعاریف بسیاری از هوش را ارائه داده‌اند. در حالی که این تعاریف می‌تواند از یک نظریه‌پرداز به دیگری متفاوت باشد. برخی محققان اظهار داشته‌اند كه هوش یك توانایی واحد و كلی است و برخی دیگر معتقدند که هوش شامل طیف وسیعی از مهارت‌ها و استعداد‌ها است.

همچنین هنگامی که از مردم پرسیده شود هوش چیست، پاسخی که می‌شنویم احتمالا معادل تعریف IQ یا عقل باشد؛ اما واقعا هوش به چه معنا هست؟!

هوش توانایی این است که:

  • از تجربه­‌ها بیاموزید: کسب، حفظ و استفاده از دانش مؤلفه مهمی از هوش است.
  • مشکلات را تشخیص دهید: برای استفاده از دانش، افراد باید بتوانند مشکلات احتمالی موجود در محیط را که باید برطرف شوند، شناسایی کنند.
  • مشکلات را حل کنید: سپس مردم باید بتوانند آنچه را که آموخته‌اند به عنوان راه حل مفید برای مشکلی که در دنیای اطراف خود مشاهده کرده‌اند، استفاده کنند.

هوش به عملکرد تعدادی از استعداد و توانایی‌های ذهنی مرتبط از جمله حافظه، دقت، تمرکز، یادگیری، منطق، سرعت پردازش، استدلال ،حل مسئله و برنامه‌ریزی اشاره دارد که ما را قادر می‌سازد به فشار‌های محیطی پاسخ دهیم.

هوش همه انسان‌ها به یک اندازه نیست و به دلایل مختلفی از جمله شرایط محیطی، وراثت، یادگیری و فیزیولوژیکی میزان هوش در مردم متفاوت می‌باشد.

در حالی که روانشناسان غالباً درمورد تعریف و علل هوش اختلاف نظر دارند، تحقیقات در مورد هوش در بسیاری از زمینه‌ها نقش موثری داشته ‌است. این زمینه‌­ها شامل تصمیماتی در مورد میزان تأمین بودجه برای برنامه‌های آموزشی، استفاده از تست هوش برای غربالگری متقاضیان شغل و شناسایی کودکانی که نیاز به کمک‌های علمی بیشتری دارند، می‌­باشد.

بهره هوشی چیست؟ (IQ)

بسیاری از ما تا به حال بار‌ها از کلمه آی‌کیو (IQ) استفاده کردیم در حالی که معنای دقیق آن را نمی‌دانیم و به احتمال زیاد این کلمه را جایگزین کلمه هوش کردیم و به جای اینکه بگوییم فلان شخص هوش بالایی دارد؛ گفته‌ایم فلان شخص IQ بالایی دارد.

IQ مخفف Intelligence Quotient به معنای بهره هوشی است. بهره هوشی نوعی نمره استاندارد است که نشان می‌دهد فرد از نظر توانایی ذهنی چه اندازه بالا‌تر، یا چه‌اندازه پایین‌تر از گروه همسالان خود قرار دارد. برای محاسبه بهره هوشی سن ذهنی فرد –که توسط تست‌های هوش مشخص می‌شود- را بر سن زمانی او تقسیم می‌کنند و این عدد را در 100 ضرب می‌کنند. در واقع اگر توانایی ذهنی شخصی برابر با میانگین توانایی ذهنی گروه همسالان خودش باشد، IQ او مساوی با عدد 100 خواهد بود.

میانگین توانایی ذهنی گروه همسالان با استفاده از گرفتن تست‌های مشابه هوش از تعداد زیادی افراد اقشار مختلف اقتصادی و اجتماعی به دست آمده است.

تاریخچه مختصری از هوش

اصطلاح بهره هوشی (IQ) برای اولین بار در اوایل قرن بیستم توسط یک روانشناس آلمانی به نام ویلیام استرن ابداع شد.  آلفرد بینت -روانشناس فرانسوی- اولین آزمون­‌های هوش را برای کمک به دولت فرانسه برای شناسایی دانش‌آموزان مدرسه‌ای، که به کمک‌های علمی بیشتری نیاز داشتند، انجام داد. بینت اولین کسی بود که مفهوم سن ذهنی را معرفی کرد.

از آن زمان، آزمون هوش به عنوان ابزاری پرکاربرد پدید آمده است که منجر به توسعه بسیاری از تست‌های مهارت و استعداد شده است.

انواع هوش

در روا‌نشناسی دو نوع هوش کلی (General intelligence) و هوش‌های چندگانه (Multiple intelligences) وجود دارد که اکنون این دو دیدگاه را توضیح می‌دهیم:

1 -هوش کلی یا هوش عمومی

هوش عمومی به وجود یک ظرفیت ذهنی گسترده اشاره دارد که بر عملکرد اقدامات توانایی شناختی تأثیر می‌گذارد.

هوش کلی را می‌توان با ورزشکاری مقایسه کرد. یک فرد ممکن است یک دونده بسیار ماهر باشد، اما این لزوما به این معنی نیست که او یک اسکیت باز عالی نیز خواهد بود. با این حال، از آنجا که این فرد دارای تناسب اندام است، احتمالاً نسبت به فردی که کم تحرک‌تر باشد، در انجام کار‌های دیگر بدنی نیز بسیار بهتر عمل می‌کند.

برخی از عوامل شناختی که تصور می‌شود هوش کلی را تشکیل می‌دهند، عبارت هستند از:

  • پردازش دیداری-فضایی: توانایی‌هایی مانند حل کردن پازل‌ها و کپی کردن اشکال پیچیده.
  • استدلال کمی: ظرفیت حل مسائلی که شامل اعداد هستند.
  • دانش: درک شخص از طیف گسترده‌ای از موضوعات.
  • استدلال سیال: توانایی تفکر انعطاف‌پذیر و حل مشکلات.
  • حافظه کاری: استفاده از حافظه کوتاه مدت.

2-هوش های چندگانه

هوارد گاردنر (به انگلیسی: Howard Earl Gardner) یک روانشناس رشد و استاد دانشگاه هاروارد در کشور آمریکا است. گاردنر صدها مقاله علمی و بالغ بر بیست کتاب نوشته است. معروفیت او بیشتر به خاطر “نظریه هوش‌های چندگانه“ است. او بر این باور است که دیدگاه کلاسیک، هوش را فقط به عنوان توانایی استدلال منطقی تعریف می‌کند. همچنین او معتقد است که هوش یک توانایی کلی نیست و هوش‌های گوناگونی وجود دارد که در کنار یک دیگر به صورت ترکیبی عمل می‌کنند. در واقع وجود هوش‌های چندگانه این امکان را فراهم می‌کنند که افراد کارهای گوناگون مانند پزشکی، کشاورزی، بازیگری و … انجام دهند.

پاسخ گاردنر به سوال هوش چیست این است که:

هوش یک پتانسیل و توان بالقوه از جنس زیست – روانشناختی (Biopsychologic) برای پردازش اطلاعات است که در شرایط مختلف و چیدمان‌های فرهنگی مختلف می‌تواند فعال شود و کمک کند تا افراد مشکلات پیش‌رو -در آن فرهنگ و جامعه- را حل کنند و محصولاتی تولید کنند که در آن فرهنگ، ارزشمند محسوب می‌شوند.

بررسی کامل هوش‌های ده‌گانه گاردنر

گاردنر با توجه به تعریفی که از هوش کرد، ابتدا هوش‌های انسانی را در 8 دسته طبقه بندی کرد و سپس در زمان‌های مختلف پیشنهاد اضافه شدن 2 دسته دیگر را داد.

  1. هوش دیداری – فضایی (Visual-Spatial Intelligence)

افرادی که در هوش دیداری و فضایی قوی هستند، در تجسم وسایل خوب هستند یعنی توانایی ساختن تصاویر ذهنی سه بعدی و حرکت دادن و چرخاندن آن تصاویر را نیز دارند. همچنین این افراد از نگاه کردن به نقشه‌ها، نمودار‌ها، تصاویر و فیلم لذت می‌برند.

محققان بر سر وجود داشتن این هوش در همه افراد اختلاف دارند.

نقاط قوت: داوری دیداری و فضایی

مشخصات: افراد دارای هوش دیداری و فضایی:

  • برای لذت بردن می‌خوانند و می‌نویسند.
  • در حل کردن پازل قوی هستند.
  • تصاویر، نمودار‌ها و جداول را به خوبی تفسیر می‌کنند.
  • از طراحی، نقاشی و هنرهای تجسمی لذت می‌برند.
  • الگوها را به راحتی تشخیص می دهند.

گزینه‌های بالقوه شغلی: اگر در هوش دیداری و فضایی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • معمار    هنرمند     مهندس
  1. هوش زبانی – کلامی (Linguistic-Verbal Intelligence)

افرادی که در هوش زبانی-کلامی قدرتمند هستند، قادر به استفاده از کلمات در هنگام نوشتن و صحبت‌کردن هستند. این افراد به طور معمول در نوشتن داستان، به خاطر سپردن اطلاعات و خواندن بسیار خوب هستند.

نقاط قوت: کلمات ، زبان و نوشتن

مشخصات: افراد دارای هوش زبانی و کلامی:

  • اطلاعات نوشتاری و گفتاری را به خاطر می‌سپارند.
  • از خواندن و نوشتن لذت می‌برند.
  • بحث و گفتگو می‌کنند یا به سخنان اقناعی می‌پردازند.
  • قادرند همه چیز را به خوبی توضیح دهند.
  • هنگام گفتن داستان از طنز استفاده می‌کنند.

گزینه‌های بالقوه شغلی: اگر در هوش زبانی و کلامی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • نویسنده / روزنامه نگار    وکیل     معلم

. 3 هوش منطقی – ریاضی (Logical-Mathematical Intelligence)

افرادی که دارای هوش منطقی و ریاضی هستند، در استدلال، شناخت الگو‌ها و تحلیل مشکلات منطقی خوب هستند. این افراد تمایل دارند که به طور مفهومی درباره اعداد، روابط و الگو‌ها فکر کنند.

نقاط قوت: تجزیه و تحلیل مشکلات و عملیات ریاضی

مشخصات: افراد دارای هوش منطقی و ریاضی:

  • مهارت‌های عالی در زمینه حل مسئله دارند.
  • از تفکر درباره ایده‌های انتزاعی لذت می‌برند.
  • انجام آزمایش‌های علمی را دوست دارند.
  • می توانند محاسبات پیچیده را حل کنند.

گزینه‌های بالقوه شغلی

اگر در هوش منطقی و ریاضی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • دانشمند ریاضیدان برنامه‌نویس کامپیوتر  مهندس حسابدار

4 -هوش فیزیکی – حرکتی (Bodily-Kinesthetic Intelligence)

گفته می‌شود افرادی که از هوش فیزیکی – حرکتی بالایی برخوردار هستند، در حرکات بدن، انجام اعمال و کنترل بدنی خوب هستند. افرادی که در این زمینه قوی هستند، تمایل به هماهنگی عالی دست و چشم و چابکی دارند.

نقاط قوت: حرکت بدنی، کنترل حرکتی

مشخصات: افراد دارای هوش جنبشی – حرکتی:

  • در رقص و ورزش مهارت دارند.
  • از ایجاد اشیا با دست خود لذت می‌برند.
  • هماهنگی بدنی بسیار خوبی دارند.
  • بیشتر عمل می‌کنند تا اینکه بشنوند و ببینند.

گزینه‌های بالقوه شغلی:

اگر در هوش جنبشی – حرکتی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • صنعتگر  رقصنده   مجسمه‌ساز   هنر‌پیشه
  1. هوش موسیقیایی (Musical Intelligence)

افرادی که هوش موسیقایی خوبی دارند، در الگو‌ها، ریتم‌ها و صدا‌ها خوب فکر می‌کنند. آن‌ها از موسیقی فهم زیادی دارند و اغلب در ترکیب و عملکرد موسیقی خوب هستند.

نقاط قوت: ریتم و موسیقی

مشخصات: افراد دارای هوش موسیقایی:

  • از خواندن و نوازندگی سازهای موسیقی لذت می‌برند.
  • الگوهای موسیقی و لحن را به راحتی تشخیص می‌دهند.
  • آهنگ‌ها و ملودی‌ها را به خاطر می‌سپارند.
  • درک غنی از ساختار موسیقی، ریتم و نت‌ها دارند.

گزینه‌های بالقوه شغلی: اگر در هوش موسیقایی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • نوازنده – آهنگساز – خواننده – معلم موسیقی – رهبر ارکستر
  1. هوش بین فردی (Interpersonal Intelligence)

کسانی که هوش بین فردی قوی دارند، در درک و تعامل با افراد دیگر خوب هستند. این افراد در ارزیابی احساسات، انگیزه‌ها، تمایلات و اهداف افراد اطراف خود مهارت دارند.

نقاط قوت: درک و ارتباط با افراد دیگر

مشخصات: افراد دارای هوش میان فردی:

  • به خوبی ارتباط کلامی برقرار می‌کنند.
  • در ارتباطات غیر‌کلامی مهارت دارند.
  • موقعیت‌ها را از دیدگاه‌های مختلف مشاهده می‌کنند.
  • با دیگران روابط مثبت ایجاد می‌کنند.
  • اختلافات را در محیط گروه حل می‌کنند.

گزینه‌های بالقوه شغلی:

اگر در هوش میان فردی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • روانشناس     فیلسوف     مشاور    فروشنده   سیاست‌مدار
  1. هوش درون فردی (Intrapersonal Intelligence)

افرادی که از هوش درون فردی برخوردارند، به خوبی از حالات عاطفی، احساسات و انگیزه‌های خود آگاه هستند. آنها تمایل دارند از خود اندیشی و تجزیه و تحلیل و کار‌هایی مانند رویاپردازی، کشف روابط با دیگران و ارزیابی نقاط قوت شخصی آن‌ها لذت ببرند.

نقاط قوت: درون‌گرایی و تأمل در خود

مشخصات: افراد دارای هوش درون فردی:

  • نقاط قوت و ضعف را به خوبی تحلیل می‌کنند.
  • از تحلیل تئوری‌ها و ایده‌ها لذت می‌برند.
  • خودآگاهی عالی دارند.
  • اساس انگیزه‌ها و احساسات خود را می‌شناسند.

گزینه‌های بالقوه شغلی: اگر در هوش درون فردی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • فیلسوف   نویسنده    دانشمند   نظریه‌پرداز
  1. هوش طبیعت‌گرایی (Naturalistic Intelligence)

به گفته گاردنر، افرادی که هوش طبیعت‌گرایی بالایی دارند، بیشتر با طبیعت هماهنگ هستند و اغلب علاقه‌مند به پرورش، کاوش در محیط و یادگیری در مورد گونه‌های دیگر هستند. گفته می‌شود این افراد حتی از تغییرات نامحسوس در محیط خود آگاه هستند.

نقاط قوت: یافتن الگوها و روابط با طبیعت

مشخصات: افراد دارای هوش طبیعت‌گرایی:

  • به موضوعاتی مانند گیاه‌شناسی، زیست‌شناسی و جانور‌شناسی علاقه‌مند هستند.
  • اطلاعات را به راحتی طبقه‌بندی و فهرست‌بندی می‌کنند.
  • از باغبانی، پیاده‌روی و کاوش در فضای بیرون لذت می‌برند.
  • یادگیری مباحث نا‌آشنا که هیچ ارتباطی با طبیعت ندارند، را دوست ندارند.

گزینه‌های بالقوه شغلی:

اگر در هوش طبیعت‌گرایی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • زیست شناس   باغبان    کشاورز    حفاظت از محیط زیست    عکاسی از طبیعت

این هوش کمی دیرتر از 7 هوش قبلی به این نظریه اضافه شد.

  1. هوش اخلاقی (Moral Intelligence)

افراد داری این هوش، از اعتقادات اخلاقی قوی برخوردار هستند و پایبند به عمل به اعتقادات و رفتار در جهت صحیح و درست هستند. گاردنر هوش اخلاقی را ظرفیت و توانایی درک درست از اخلاق می‌داند.

نقاط قوت: باور‌های اخلاقی قدرتمند

مشخصات: افراد دارای هوش اخلاقی:

  • باور‌های اخلاقی قوی دارند.
  • توانایی عمل به باور‌های خود دارند.
  • در برخورد با دیگران رفتار درست و صحیحی دارند.

گزینه‌های بالقوه شغلی:

اگر در هوش اخلاقی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • روحانی فیلسوف مدرس  کار‌های خیریه
  1. هوش وجودی (Existential Intelligence)

این هوش آخرین نوع می‌باشد که گاردنر پیشنهاد اضافه شدن آن به نظریه خود را داد. هوش وجودی یعنی تمایل انسان به جستجو و طرح سوال درباره خود، خدا و جهان هستی از ازل تا ابد.

نقاط قوت: کنجکاوی

مشخصات: افراد دارای هوش وجودی:

  • به دنبال پاسخ برای پرسش‌هایی نظیر معنای زندگی، مفهوم مرگ، دلایل وجود هستی و خدا و… هستند.
  • مدام در حال تلاش هستند تا پاسخ مناسبی برای این پرسش‌ها بیابند.

گزینه‌های بالقوه شغلی:

اگر در هوش وجودی قوی هستید، شغل‌هایی که برای شما خوب هستند عبارتند از:

  • فیلسوف   روحانی   ستاره‌شناس     استاد مدیتیشن   رهبر

شغل‌هایی مانند پزشک که در بالا نیامده‌ است، نیازمند بیشتر از یک نوع هوش هستند.

منابع: psychologytoday.com ، verywellmind.com ، dictionary.abadis.ir ، mostafaee.com ، verywellmind.com      نویسنده: «افشین کلهری»

مؤلفه های هوش مدیریتی( MQ=IQ+EQ+PQ+BQ+SQ )

هوش مدیریتی(MQ) : به ما يادآور مي‌شود براي موفقيت در زندگي شخصي و زندگي كار وكسب بايد بتوانيم بر خودمان مديريت قوي داشته باشيم و به عبارتي روي خودمان كه ارزشمندترين دارايي‌مان است سرمايه‌گذاري كنيم.

براي اين مهم، 5 هوش را با نگاه جامعيت‌نگري به‌كار گيريم تا با هم‌توان‌افزايي بين آنها انساني موفق باشيم.

هوش منطقی(IQ): همان هوش عقلي يا هوش رياضي است كه در مدارس، ما را با آن مي‌سنجيدند. اما همه‌ي ما انسانهايي را مي‌توانيم مثال بزنيم كه در مدرسه و دانشگاه معدل بالايي داشتند، اما در به‌كارگيري آنها در زندگي خانوادگي و زندگي كاري به توفيقات دست نيافتند. پس هوش عقلي لازم است، اما كافي نيست.

هوش هیجانی(EQ): به معناي توان مديريت كردن هيجانات خود و ديگران است. خوشبختانه هوش هيجاني قابليت اكتسابي دارد و ما مي‌توانيم با يادگيري در هر سنی كه باشيم هوش هيجاني خود را ارتقا دهيم. براي اينكه بتوانیم هوش هيجاني خودمان را بالا ببريم بايد به عوامل مهمی مانند موارد زیر بپردازیم:

*  پايداري و استقامت براي رسيدن به اهداف درست از پيش تعيين‌شده و انگيزه‌بخش

* مديريت روح و روان خودمان و پرهيز از نااميدي و يادگيري براي ارتقاي روحيه‌ي مثبت‌انديشي

* كنترل و اصلاح دائم رفتار و كردار خويش در راستاي انسان متعالي شدن

* همدلي و گذاشتن خودمان به جاي ديگرانی كه با آنها سروكار داريم براي درك بهتر ايشان و اين سؤال را از خود پرسيدن كه اگر من به جاي طرف مقابل بودم چه انتظاري داشتم

*ارتقاي مهارت خودشناسي و شناخت تيپ شخصيتي خودمان براي تقويت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف خويش

 

هوش سیاسی(PQ): بهتر است آن را  هوش تدبيري یاكياست داشتن در كار بیان كنيم. معنا و مفهوم آن اين است كه بدانيم در مقابل هر مشتري بهترين نوع رفتار چه بايد باشد.‌ در حقیقت تشخيص تفاوت مشتريان و به‌كارگيري بهترين شيوه‌ي عملكرد براي نزديك شدن به مشتري می باشد. به این ترتیب که خودمان را با سواد مخاطب هدف هماهنگ كنیم و از به‌كار بردن سؤالات و عبارات نابجا خودداري كنیم ( هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد) و اينكه درك فرهنگ¬ها و خرده‌فرهنگ¬ها را داشته باشيم . با مشتري بحث نكنيم؛ ما به بازار رفته‌ايم تا معامله كنيم نه مقابله.

 

 

هوش جسمانی یا فیزیکی(BQ): به ما مي‌گويد كه براي موفقيت در بازار و نزد مشتري مي‌بايست روح شاداب و مغزي پويا داشته باشيم و اين مهم مهيا نمي‌شود مگر اينكه جسم سالم داشته باشيم. هوش جسمي به ما مي‌گويد كه عقل سالم در بدن سالم قرار دارد، پس باید مراقب سلامتي خود باشيم.

 

 

هوش معنوی(SQ): همان پندار نيك، گفتار نيك، و كردار نيك است که به انسان بودن ، صداقت داشتن و سالم بودن اخلاق ما مي‌پردازد. ما در حال خدمت كردن به مشتري هستیم، پس بايد مشاور صديق و راستگوي او باشیم تا او با خشنودي كه به دست مي‌آورد ما را به ساير دوستان و افرادي كه مي‌شناسد ارجاع دهد؛ چون ما مي‌دانيم تنها در اين حالت است كه فروش مؤثر يا فروش تكرارشونده به همان مشتري صورت مي‌گيرد و حتي او را به سفير برند و خوشنامي اعتبار ما تبديل مي‌كند.نویسنده :مهناز حاله     دکتری تخصصی اقتصاد پولی – مالی

 

به طور خلاصه مولفه‌های هوش مدیریتی

 

هوش ریاضی یا بهره‌ی هوشی IQ :

 

بهره‌ی هوشی یا هوش عقلی، همان چیزی ست که در آزمون‌های هوش مدارس، کودکان با آن سنجیده می‌شوند و تا سال‌های پیش، تصور بر این بود که این مولفه‌ی هوش، عامل موفقیت محسوب می‌شود. بالا بودن بهره‌ی هوشی، به معنای بالا بودن توان ذهنی برای حل مسائل ریاضی و درسی ست. کسانی که هوش ریاضی بالاتری دارند، موفقیت تحصیلی بیشتری بدست می‌آورند و می‌توانند درجات عالی تحصیلی را بدست آورند. برخلاف گذشته، امروزه ثابت شده است که بالا بودن بهره‌ی هوشی اگر چه می‌تواند موفقیت تحصیلی را رقم بزند، اما ابدا به معنی تضمینی برای موفقیت در زندگی اجتماعی یا موفقیت در سیستم مدیریتی نیست. اگرچه برای کسب موفقیت، به هوش ریاضی یا بهره‌ی هوشی نیازمندیم اما برای رسیدن به قله‌ی موفقیت، باید به سراغ فاکتورهای دیگری از هوش برویم.

 

هوش هیجانی یا  EI :

 

اصطلاح هوش هیجانی ، امروزه بسیار بر سر زبان‌ها افتاده است! هر جا که صحبت از مدیریت و توانایی اجتماعی می‌شود، هوش هیجانی پای ثابت مباحثه است. مولفه‌ی هوش هیجانی ، به معنای شناخت هیجانات و توانایی مدیریت احساسات خود و دیگران است. بر خلاف هوش ریاضی که تحت تاثیر وراثت است و قابلیت افزایشی ندارد، هوش هیجانی مولفه‌ای اکتسابی ست و می‌توان آن را در هر سن و سالی که هستید، فرا بگیرید. امروزه قابلیت‌های هوش هیجانی در مدارس و برای گروه سنی خردسالان هم تدریس می‌شود تا در آینده، جامعه شاهد حضور افرادی با هوش هیجانی نسبتا بالاتری باشد.برای افزایش هوش هیجانی، باید شناخت احساسات خود و دیگران را از طریق همدلی افزایش داد تا بتوان در درجه‌ی اول، احساسات خود و در درجه‌ی دوم، احساسات دیگران را مدیریت و کنترل کرد. بررسی‌ها نشان داده است افرادی که در سمت‌های مدیریتی مشغول به کار هستند، بیش از آن‌که هوش ریاضی بیشتری داشته باشند، هوش هیجانی بالاتری دارند. به بیان دیگر، مدیران ارشد و کسانی که در مشاغل مدیریتی مشغول به کار هستند، غالبا هوش هیجانی بسیار بالایی دارند.

 

هوش معنوی یا SQ :

 

هوش معنوی ، مولفه‌ی دیگری از هوش مدیریتی ست که ارتباط مستقیمی با میزان دستکاری و تعهدات انسانی دارد. هوش معنوی مختص انسان است و در حل مسائل ارزشی و مفهومی کاربرد دارد. هوش معنوی در مسائلی که بدان اعتقاد و باور داریم به کار گرفته می‌شود و با خودآگاهی ارتباط مستقیم دارد. دو مقوله‌ی هوش معنوی و هوش هیجانی با یکدیگر در ارتباط هستند و افزایش یکی بر دیگری، اثر خواهد گذاشت. هر چه هوش معنوی شما بالاتر باشد، شما انسان اخلاق‌مدار و درست‌کارتری خواهید بود که برای ارزش‌های انسانی و اجتماعی، احترام بیشتری قائل هستید. هر چه هوش معنوی شما زیادتر باشد، نشان دهنده بالا بودن میزان تعهدات شما نسبت به کاری ست که انجام خواهید داد.

هوش سیاسی یا PQ :

 

هوش سیاسی ، به سیاست‌‌ها و دستورهای رفتاری ما در برابر دیگران اطلاق می‌شود. اینکه در برابر دیگران، مشتری و مخاطب، چه تدبیری اتخاذ کنیم و بر اساس چه سیاستی رفتار کنیم، همه در زیرمجموعه‌ی هوش سیاسی دسته‌بندی می‌شود. به بیان دیگر باید گفت هوش سیاسی، مدیریت رفتار سازمانی ست و به مهارت‌هایی گفته می‌شود که فرد در سازمان یا محیط کار و حتی اجتماع باید پیاده سازد تا بتواند در تعامل با پرسنل و کارمندان و در یک کلام در تعامل با دیگران موفق باشد. افرادی که هوش سیاسی بالاتری دارند، می‌دانند که در کجا و با چه کسی، چه نوع رفتار و چه سخنانی بر زبان آورند. هوش سیاسی به نام هوش تدبیری هم شناخته می‌شود و ارتباط مستقیمی با نحوه‌ی مدیریت و تعامل با افراد پیرامون‌مان دارد.

هوش فیزیکی یا جسمانی یا PQ :

 

هوش جسمانی مولفه‌ی دیگری از هوش مدیریتی ست که به میزان آگاهی ما نسبت به جسم و بدن‌‌مان برمی‌گردد. شاید به نظرتان هوش جسمانی، در گروه هوش مدیریتی ، نقش چندان مهمی نداشته باشد، اما باید گفت هوش فیزیکی همانند هوش ریاضی در موفقیت ما حائز اهمیت است. وجود هوش جسمانی ، تا حد زیادی نشان دهنده ی واکنش های رفتاری، افکار، میزان انعطاف پذیری و حتی اعتمادبنفس در شما است. از آنجا که عقل سالم در بدن سالم است، روش و سبک زندگی که به سلامت جسمانی ما منتهی می‌شود، نشان‌دهنده‌ی میزان بالای هوش جسمانی ست. هر چه فیزیک و بدن قوی‌تری داشته باشید، توان تفکر و ذهن پویاتری خواهید داشت و این مهم میسر نخواهد شد جز با بالا بودن مولفه‌ی هوش جسمانی.

 

موفق باشید

5/5

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *